پس از مطالعه این فصل از دانشجویان انتظار می رود بتوانند به سوالات زیر به روشنی پاسخ دهند:

1-تاریخچه ای مختصر از فلسفه تحلیلی را بیان نماید؟

2-انواع رویکرد های فلسفه(کارکردهای فلسفه) را با استفاده از دیدگاههای نلر،هرست و فرانکنا بیان نماید؟

3-خاستگاه و بانیان اصلی فلسفه تحلیلی را توضیح دهید؟

4-.نقش و رسالت فلسفه تحلیلی(تحلیل و زبان) را توضیح دهد؟

5-انتقادات وارده به رویکرد تحلیلی (فلسفه تحلیلی) را شرح دهد؟

تاریخچه :

درحدود هفتاد- هشتاد سال پیش انقلابی در عالم فلسفه رخ داد که توجه اهل فن را از صرف مطالعه در افکار بزرگان جهان به تجزیه و تحلیل لغاتی که در عالم فلسفه با آنها سروکار داریم معطوف نمود. این پدیده را انقلابی زیر بنایی در فلسفه تلقی می کنند. سردمدار  این تحول فیلسوفی به نام وینگنشناین بود که توجه جهان را به درک معنی و کاربرد کلمات جلب نمود. البته همانطور که اشاره خواهد شد منشاء فلسفه تحلیلی را افراد دیگری می دانند که به آن خواهیم پرداخت. از آن زمان به بعد شرح اندیشه و آراء فلیسوفان و دلالت های آن در تعلیم و تربیت تا حد زیادی اهمیت خود را از دست داد و توجه به چیستی و تحلیل مفاهیم رایج در تعلیم و تربیت اساس کار شد.

تحلیلی فلسفی یا فلسفه تحلیلی یکی از جنبش های معاصر فلسفه آ.پ است که وظیفه خود را بررسی و طبقه بندی زبان گفتارهای معمولی و علمی تلقی می کند. تحلیل گران فلسفی علاقه مندند تا زبان مربوط به تدریس و یادگیری و صورت بندی اهداف و سیاست های تربیتی را با دیدی انتقادی بررسی کنند.این فلسفه از نظر هدف و روش با مکاتب سنتی که به دنبال وجود، هستی و عنایت هستند متفاوت است. تحلیلی ها معتقدند مکاتب و فیلسوفان تعقلی موجب هرج و مرج و اغتشاش هستند و باعث انشعاب فلسفه تحت انواع ایسم ها هستند.فیلسوف تحلیلی به موازات بررسی، طبقه بندی و حقیقت یابی به تثبیت معانی می پردازد و به دنبال شناسایی مفروضات بنیادی و دیدگاههای متعارض است. آنها دیدگاههای اخلاقی و ارزشی به پیروان خود را ارائه نمی کنند و در قالب های کلامی به پیروان خود یاری می رسانند. ( بارو و ودز ، ترجمه زیبا کلام،1376).