چكيده: تحقيق حاضر ابتدا به بررسي نقش تاريخي و سنتي " روش تدريس" پرداخته و محدوديت هاي اعمال يك روش تدريس واحد بر فراگيران متفاوت را، با عنايت به ديدگاه هاي جديد روانشناسي ، زبان شناسي و جامعه شناسي ،مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي دهد.درادامه مقاله به اين مهم مي‎پردازد كه فلسفه‎ي وجودي " روش تدريس"، في‎نفسه ناقض آزادي فراگير، در انتخاب روش يادگيري بوده و لذا براي تسريع امر يادگيري ، فراهم نمودن زمينه‎هاي مطلوب رواني، فرهنگي و اجتماعي ضروري به نظر مي رسد. در اين راستا ،با بررسي برخي ديدگاه ها و مراجعه به آمار حاصل از نظر خواهي ازدانشجويان در زمينه ي كارآيي و تاثير روش هاي تدريس، به كارگيري فن آوري رايانه اي ،به عنوان ابزاري با امكانات گسترده و كارا، پيشنهاد شده است. در اين سيستم ضمن اينكه فراگير، مستقل و قائم به خود عمل نموده است، يادگيري خود را با روش دلخواه و مطلوب هماهنگ مي كند ، مضافاً اينكه در اين راستا از ده ها امتياز و انتخاب شگفت انگيز و بي‎نظير رايانه اي نيز، بهره مند خواهد شد.واژگان كليدي: تدريس، فناوري ، رايانه و فراگير